شروع میکنم با نام خدا….
امروز آغاز این وبلاگه.13/10/86 ….
این جا اومدم تا یه تغییر اساسی در خودم و در وبلاگ نویسیم ایجاد کنم.اومدم تا یکی دیگه باشم.اومدم که شاید خودم باشم…شایدم کسی دیگه.خدایا به امید تویی که خیلی دور و خیلی نزدیکی….!

ما از خدای گم شده ایم، او به جستجوست
چون ما نیازمند و گرفتار ِآرزوست
گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش
گاهی درون سینه مرغان به های و هوست
در نرگس آرمید که بیند جمال ما
چندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوست
آهی سحرگهی که زند در فراق ِ ما
بیرون و اندرون زَبر و زیر چارسوست
هنگامه بست از پی دیدار خاکیی
نظاره را بهانه تماشای رنگ و بوست
پنهان به ذرّه ذرّه و آشنا هنوز
پیدا چو ماهتاب و به آغوش کاخ و کوست
در خاکدان ما گهر زندگی گم است
این گوهری که گم شده، ماییم یا که اوست؟
اقبال لاهوری








2 comments
Comments feed for this article
ژانویه 3, 2008 روی 11:53 ب.ظ
علیرضا حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم
بعنوان کوچکترین عضو از جامعهی بزرگ وردپرس، ورود شما رو به جمع وردپرسیها خوشآمد میگم که خیلی خوشحالم که ششمین شمارهی کنتور وبلاگ شما، بر پاشنهی دری چرخید که من اونو باز کرده بودم و وارد شده بودم.
امیدوارم تغییراتی رو که مد نظر دارید و اشاره کردید، بتونید ایجاد کنید و ما هم بیبهره نمونیم
۱۳۸۶/۱۰/۱۴
ژانویه 3, 2008 روی 9:04 ب.ظ
آلوچه!
سلام…
مبارک باشه وبلاگ جدیدت…
ایشاالله چرخاش برات بچرخه… D:
خوشحال میشم بهم سر بزنی… یاحق