You are currently browsing the daily archive for ژانویه 7th, 2008.

ای همه ،قدر خود بدان…

اشکی که از دیده می چکد،قلبی که عاشقانه می تپد،نمازی که جز عشق نیست….

ای همه! قدر این همه بدان،وقت تنگ است و آینده نزدیک…

چه بسیار مردگانی که در کوچه هاراه می روند و قلب هایی که تپیدن را نمی فهمند

و این همه راتوهم و خیال می پندارند….

ای همه قدر خود بدان….

آن لحظه را که در آن گداختی و حسی که به اوجت رساند،قدرش را بدان،

باور کن هیچ واقعیتی در این عالم خاکی،واقعی تر از این حس تو وجود ندارد،

هر چه هست اوست و غیر از او هیچ چیز دیگر واقعیت ندارد مگر آنکه از او باشد………