You are currently browsing the daily archive for ژانویه 17th, 2008.

یه روز تصمیم گرفتم بخاطر مشكلم خودم رو از بالای ساختمان پرت کنم پایین ……………..

طبقه دهم زوجی رو دیدم که عاشقانه یکدیگر رو در آغوش گرفته بودند




طبقه نهم پیتر رو دیدم که مثل همیشه تنها بود و گریه می کرد



طبقه هشتم مردی رو دیدم که نامزدش با بهترین دوستش هم خواب شده بود




طبقه هفتم دختری رو دیدم که قرص های ضد افسردگی روزانه اش رو می خورد



طبقه ششم شخص بیکار رو دیدیم که هفت تا روزنامه خریده بود و نا امیدانه دنبال کار می گشت





طبقه پنجم آقای وانگ رو دیدم که داشت لباش خانمومش رو می پوشید ؟؟




طبقه چهارم رز رو دیدیم که مثل همیشه با دوست پسرش جر و بحث می کرد






طبقه سوم مرد پیری رو دیدم که امیدوارانه منتظر بود تا کسی زنگ خونه اش رو بزنه و به دیدنش بیاد





طبقه دوم لیلی همچنان غصه شوهر گم شده اش رو که از یک سال و نیم پیش نا پدید شده بود را می خورد




قبل از اینکه خودم رو از ساختمان پرتاب کنم فکر می کردم من بد شانس ترین فرد دنیا هستم







الان می دونم که هر کسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره
بعد از اینکه تمام اینها رو دیدم به این موضوع فکر کردم که من اونقدر ها هم بد بخت نبودم

همه اون آدم هایی که دیدیم الان دارند به من نگاه می کنند




و حتما پیش خودشون فکر می کنند که اونقدر ها هم بدبخت نیستنند



خیلی خوبه که آدم مهم باشه ولی مهم تر از همه اینه که آدم خوب باشه و هر مقامی هم كه باشه مغرور نباشه.

سیم اتصال به قهوه


حمایت می‌کنم

NO WAR
NO WAR

دیده می‌شویم

  • 28,191 بار

بشمر،یک

ژانویه 2008
د س چ پ ج ش ی
    Feb »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

عکس واره قهوه

گلابتون



Road to paradise

More Photos

RSS قهوه خون

  • مشکلی هست! خوراک در دسترس نیست. دوباره تلاش کنید.

پست اکسپرس

  • فتح دروازه تمدن... هرهر 1 week ago
  • همانا چرت و پرت می‌نویسیم باشد که رستگار شویم 2 weeks ago
  • @aidda لاست؟ 3 weeks ago
  • آدم دو ساعت یه درس و می‌خونه بعد می‌فهمه اشتباه خونده.چه گلی باید به سرش بگیره؟ 3 weeks ago
  • شب خوش 3 weeks ago