در مدرسه از نشاطمان کم کردند
از وسعت ارتباطمان کم کردند
هر وقت به هم عشق تعارف کردیم
از نمره ی انضباطمان کم کردند!!!!!!
خیلی حرف توشه، خیلی! گفتم که گفته باشم…!
پ.ن: بوی عيدی بوی توت بوی كاغذرنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفرهء نو
بوی یاس جانماز ترمهی مادربزرگ





12 comments
Comments feed for this article
فوریه 25, 2008 روی 6:41 ب.ظ
mychamber
خوشحال میشم این کار رو بکنید.
فوریه 25, 2008 روی 6:53 ب.ظ
mychamber
بله میدونم!!
احیاناً یاهو ایدی ندارید؟
فوریه 25, 2008 روی 7:21 ب.ظ
تراموا
تو مدرسه که میشه همجنسبازی آخه!
فوریه 26, 2008 روی 4:31 ق.ظ
کمال
چرا من امروز هرجا می رم یه نفر قبلا نظرم رو گفته. اه
فوریه 26, 2008 روی 4:45 ق.ظ
پلنگ صورتی
اون توپه مجید جون نه توت!
فوریه 26, 2008 روی 11:38 ق.ظ
myminimals
کاشکی فقط تو مدرسه بود
فوریه 26, 2008 روی 1:18 ب.ظ
«محمد»
بوی تند جوراب پدربزرگ!
فوریه 26, 2008 روی 3:16 ب.ظ
سالومه شایگان
آخه تو مدرسه به کي ميشه عشق تعارف کرد ؟!
استغفرالله !
فوریه 27, 2008 روی 7:29 ق.ظ
تراموا
نا آپدیت بدبخت!
فوریه 28, 2008 روی 8:57 ب.ظ
شبستان
خارج از مدرسه این اتفاق نمیافته. البته من تجربه نداشتم ولی دیدم دست مردم!
مارس 8, 2008 روی 9:06 ق.ظ
نیما دهقانی
خیلی خوب بود شعرت. و ممنون از کامنت هات.
مارس 10, 2008 روی 6:59 ب.ظ
persian eyes
مرسی برای آهنگ بوی عیدی که گذاشتی
نداشتمش و دنبالش بودم این چند وقت…
(در ضمن آخه ودرسه به کی عشق تعارف میکنی؟؟!!)