You are currently browsing the daily archive for مارس 14th, 2008.
دیروز معلم مطالعاتمان سر کلاس درس گفت : در گذشته مردم بچه ها را فدای خودشان میکردند و امروز خودشان را فدای بچهها!
زنگ دوم معلم زیستمان که همیشه به جای دادن درس مزخرفش از افتخاراتش در کدبانو گری و شستن چیز بچه برایمان میگوید به سر کلاس آمد و در حین درس گفت: شما فکر میکنید پدر و مادر شما وظیفه دارند که هر چه شما میگین انجام دهند و ….
یعنی واقعا وظیفهی پدر مادر رسیدگی به کار بچهها نیست؟! اگر قرار باشه بچه برای خودش بزرگ شه وما هم به فکر خودمون باشیم که دیگه پدر مادر نیستیم! حیوونا هم میتونن بچه پس بندازن….اصلا ما چند تا کتاب واسه این که بچهمون رو تربیت کنیم خوندیم؟! یا قط فکر میکنیم روز مادر یا پدر بچه وظیفه داره واسه ما کادو بخره! صبح تا شب دوتایی تو سر و کلهی هم میزنیم و بچه یه گوشه کز میکنه!بعد فرداش براش لباس میخریم و بعد منت میزاریم که بچهها قدر نمیدونن!واقعا بچه ها قدر چی رو باید بدونن؟!ندونم کاریهای ما؟! این که اکثر مواقع به فکرشون نیستیم و داریم با زن همسایه پشت سر شمسی خانوم حرف میزنیم؟! خب خیلی ساده است، بچه آرامش روانی میخواد!
بچه ها را متهم نکنید لطفا!







