You are currently browsing the daily archive for می 1st, 2008.

یه مشت خزعبل میگی.به بچه های همسن من میگی مغزتون رو شستشو دادن. د ِ آخه زنیکه! خیال کردی من و مای به قول خودت بچه خریم؟ آخه هر الاغی که میتونه بفهمه تو نون شب 4 تا بچه یتیم رو از کجا در میاری! مغز ما رو شستشو دادن؟! یا تو؟ گرچه فکر نمیکنم مغزی داشته باشی. میای سر کلاس از معین بد میگی.نه!؟ واقعا نه ! چی فکر کردی؟ خیال کردی دیدگاه ما نسبت به محمود جون عوض شد؟! کاری ندارم معین یا هر کس دیگه ای کیه و چیه.مهم اینه که تو تا اینا رو نگی نون شبت در نمیاد. خیلی افتخار می کنی که پسرت تا 2 نصفه شب واسه حزب ……! استغفر الله. د ِ نزار دهنم باز شه. خود تو. چقدر سر ما منت میزاری که زن شهیدی؟! بعد میگی ما با خدا معامله کردیم! آخه من نمیدونم یکی که 10 سال بعد جنگ میمیره اسمش شهیده؟! چون در حال خدمت بوده؟! این طوری که عمله ای هم که از بالای ساختمون بیفته شهیده! ولمون کن تورو خدا.گوشمون از این حرفا پره. بگو کی این بدبختیا تموم میشه؟ بگو کی ما هم مثل تو پولدار میشیم؟

گرچه بعضی از دوستای منم با تو هم عقیده ان.به هر حال نمیشه از این نون دونی دست بکشن.خدا وکیلیش! یا گوشت و نون نمیخری، یا این مه مغز تورو شست و شو دادن….