
وقتی از تو
و از عشقت
حرف می زنم
ستاره ها به رقص در می آیند
و آسمان
در حسرت دیدن دریای چشمانت
تمام مدت می بارد….
پس تو کجایی؟! دنیا را سیل برد!
جولای 8, 2008 in شخصی

وقتی از تو
و از عشقت
حرف می زنم
ستاره ها به رقص در می آیند
و آسمان
در حسرت دیدن دریای چشمانت
تمام مدت می بارد….
پس تو کجایی؟! دنیا را سیل برد!
|

5 comments
Comments feed for this article
جولای 11, 2008 در 4:40 ب.ظ
دلتنگ دلتنگی های آسمان
“… جای تو خالی ،
چند وقت پيش بود که تکرار اين روز های بی خاطره را جشن گرفتم؛
مهمانی که نبود, من بودم و قاب عکس تو.
سفره اي چيدم در خور مهمان.
شمع بود و گل سرخ بود و دو خط دست نوشته
شرمنده مهمانم،که شادی سر سفره ام کم آمد. …”
“نامه ای برای تو “دستنوشته ای دیگر از “دلتنگ دلتنگی های آسمان”….
جولای 11, 2008 در 5:19 ق.ظ
عمو هوشنگ
خیلی قشنگ بود ….
عکسش هم دلمان را برد …
ممنون
جولای 10, 2008 در 5:10 ب.ظ
Mahdi
با سلام به همه دوستان به خصوص مدیر سایت قهوه تلخ
ما که حداکثر استفاده را بردیم
سایت ما در حال تبادل با سایت هایی با پیج رنک 4 و 5 می باشد
خوشحال میشم با درخواست ما موافقت نمایید
بزرگترین سایت تفریحی ایران http://www.bikalak.com
منتظر پاسخ شما
یا حق
جولای 10, 2008 در 12:46 ب.ظ
چشم غمگین
خودت گفتیش؟ چه قشنگ بود
جولای 9, 2008 در 2:20 ق.ظ
دزدكي
پس چرا اينا هي ميگن پشت سد آب نداريم؟