خــــــــــــــــــــــدا!
این جا دیر زمانی است که ما تورا
از یاد برده ایم.
اما
میخواستم بگویم
دلم برایت تنگ شده
و
این جا عده ای
منتظرت هستند
گاهی
به فقیر فقرا هم سر بزن
با تشکر!
به تلخی قهوه ، به شیرینی خوردنش!
خــــــــــــــــــــــدا!
این جا دیر زمانی است که ما تورا
از یاد برده ایم.
اما
میخواستم بگویم
دلم برایت تنگ شده
و
این جا عده ای
منتظرت هستند
گاهی
به فقیر فقرا هم سر بزن
با تشکر!
9 comments
Comments feed for this article
ژانویه 17, 2009 در 9:23 ق.ظ
safarezendegi
سلام. اگر خوب نگاه کنی می بینی که این خداست که دلش برای من و تو و بقیه تنگ شده. اون دائم حواسش به همه ما هست. فقط کافیست یک قدم به طرفش بروی و اون وقت کاملا” احساس می کنی که ده ها قدم به طرفت اومده. باور کن که چنین است و جز این نیست.
آگوست 6, 2008 در 5:09 ب.ظ
websaz
سلام . ساده اما تاثیر گذار بود . موفق باشی
آگوست 3, 2008 در 6:53 ب.ظ
محمد
نكته فقط همين جاست: و ما دير زماني است كه تو را از ياد برده ايم.
آگوست 1, 2008 در 1:40 ب.ظ
رامين
آخه جون دلم…
وقتي ميگي «این جا دیر زمانی است که ما تو را از یاد برده ایم» اين يعني كه اون به يادت هست تو بايد يادش بيافتي… لااقل بگو «اینجا دیر زمانی است که ما از یاد رفتهایم»… اينطوري ديگه متهم خودت نيستي…
آگوست 1, 2008 در 11:02 ق.ظ
SinGle-PlaYer
bia kheial konim mishenavad va sarah aslan shulugh nist
آگوست 1, 2008 در 3:48 ق.ظ
عمو هوشنگ
و خدایی که در همین نزدیکیس …
جولای 31, 2008 در 8:31 ب.ظ
hychkas
شاید بهتر باشه از منشیش وقت قبلی بگیریم…
جولای 31, 2008 در 8:25 ب.ظ
Amir
هووووووووومممممممم ؟!!!
جولای 31, 2008 در 8:21 ب.ظ
شبستان
خدا رفته پیش خداش.