عکس تزئینی است
امروز تو اتوبوس یه دختر چادری رو دیدم که پشت میله ی وسط اتوبوس ایستاده بود و یک پسر هم اون ور میله درست روبه روش ایستاده بود.اونا تقریبا تو بغل هم بودن!صحنه ی جالبی بود! دختر هی صورت پسر رو ناز میکرد و پسر هم تقریبا بغلش کرده بود! راستش رو بخواین تو گوشه کنار این شهر از این تیپ صحنه ها زیاد دیده بودم.اما این یکی یکم فرق داشت.دختر و پسر خیلی تیپ های ساده تری از بقیه داشتن. و این برام خیلی جالب بود که یه دختر چادری اگر به اجبار چادر سرش نباشه،به یه سری چیزا پایبنده. و من از این همه تضاد تعجب کردم!









20 comments
Comments feed for this article
نوامبر 11, 2009 در ساعت 6:10 ب.ظ
naeime
اونایی که منتقد شدید نسبت به این موضوع هستن مطمئنا تا حالا عشق واقعی رو نچشیدن
و باید این رو هم بگم پیش قضاوتی از بزرگترین اشتباهات ما آدماست
بیاین ترکش کنیم
فوریه 19, 2009 در ساعت 1:53 ب.ظ
ZeinOo
اون دختره اگه یه خورده اعتقاد براش مونده بود حد اقل تو اتوبوس رعایت می کرد و کاری نمی کرد که باعث جلب توجه حتی یه نفر بشه !
پس مرض داشتن :دی
اکتبر 24, 2008 در ساعت 11:48 ب.ظ
عبد الرحمان
اگه ما طبق اسلام (تاکید می کنم طبق فرمان خدا در دین اسلام) رفتار می کردیم و جامعه هم به فرامین اسلام رفتار می کرد دیگه این مشکلات رو نداشتیم. این دختر و پسر و امثال این ها اگه میتونستن به راحتی ای که اسلام دستور داده با هم ازدواج کنند، دیگه نیازی به این جور روابط نداشتند. از نظر اسلام ازدواج باید از سهل ترین کارها باشه. ولی ما خودمون با رسم و رسومات غلط و بعضا خرافی، کار رو به جایی رسوندیم که این جوون بیچاره که به طور فطری و خدادادی به جنس مخالفش احتیاج داره، به خطا بیفته. خدا از باعث و بانیش نگذره.
آگوست 29, 2008 در ساعت 10:35 ق.ظ
شادی
مگه چادریا دل ندارن.خوب وقتی عشق تو دلت باشه و دیگه برای ابرازش نتونی تحول کنی برات مهم نیست که کجا هستی.تو اتوبوس یا ماشین یا تو خیابون برات فرقی نداره.نگاه مردم هم برات مهم نیست.
آگوست 20, 2008 در ساعت 5:01 ب.ظ
علیرضا حسینی
1>> یک دختر چادری هم احساس داره و ممکنه عاشق بشه، اما از نظر من همیشه عشقی مورد احترام هست که با پاکی و متانت همراه باشه؛
2>> دیگه اونجا توی اتوبوس، فکر میکنم هیچجای دنیا اینقدر بیجنبه نباشند.
3>> اینجور صحنهها زیاد هست.
آگوست 9, 2008 در ساعت 12:47 ب.ظ
raoros
نظر من هم نظر : mashang ، عمو هوشنگ و علی مهاجر هست.
وقتی همه مثل شما به این قضیه نگاه کنن، همیشه این چیزا تابو می مونه. شاید چند سال دیگه متوجه بشی mashang منظورش چیه!
آگوست 5, 2008 در ساعت 7:48 ب.ظ
شبلی
پیغمبر خدا دیده رو ندیده فرض میکرد قهوه جان. کاش شما هم ندیده میگرفتی!
آگوست 5, 2008 در ساعت 6:42 ب.ظ
محمد
عشق و هوس چادر مادر حاليش نيست كه بابا جان
آگوست 5, 2008 در ساعت 4:18 ب.ظ
علي مهاجر
به گمانم آنچه شما مشاهده كردهايد را ميتوان فاقد تضاد تلقي كرد. چرا كه اين روزها مفاهيم ارزشي در ذهن بسياري دچار تغيير شدهاند. امروز در دانشگاه يا هر محيط ديگري ممكن است با دختر يا پسري مواجه شويد باكس معرفتي و ارزشي خود را خودش طراحي كرده و آنچه نگاههاي اجتماعي خوب يا بد ميشمرند را جدي نگرفته. من به آن دختر چادري -البته اگر به خواست خودش چادر سر كرده باشد- خرده نميگيرم و معتقدم اين نحوه اي احساس آزادي است كه در قالب رفتارهايي از اين دست جلوه گر ميشود. پايدار و پيروز باشيد.
آگوست 5, 2008 در ساعت 4:07 ب.ظ
aMiN
واقعا جالب و تامل بر انگیز بود
آگوست 5, 2008 در ساعت 7:41 ق.ظ
jarchy
سلام
کم نیستن از این دست تضادها اگر هر کاری که انجام میدهیم به دور از اعتقاد باشه نتیجه اش میشه همین لغزش ها البته در تمام زمینه ها مصداق پیدا میکنه نه فقط رابطه بین پسر و دختر.
سلامت و پیروز باشی.:)
آگوست 5, 2008 در ساعت 5:12 ق.ظ
احسان
سلام من احسان هستم و به تازگی بلاگ مینویسم. خوشحال میشم که به بلاگم سر بزنی
یا حق!
آگوست 5, 2008 در ساعت 4:17 ق.ظ
عمو هوشنگ
عشق این چیزا حالیش نیست …. عشق رو عشق است
آگوست 4, 2008 در ساعت 7:24 ب.ظ
mashang
آدم تشنه فقط آب رو می شناسه.
چه محرمیتی محترم تر از احساس.
وقتی از احساس تشنه بشی ، وقتی فقط بتونی تو اتوبوس محبوبت رو ببینی، اون وقت دیگه یادت میره اینجا کجاست.
بدرود!
آگوست 4, 2008 در ساعت 6:29 ب.ظ
کامیار
@محمد
این نظریه در جوامع انسانی صدق میکنه، نه جایی که همین پوشش رو کردن توی بوق و کرنا و گوشمون رو پاره کردن باهاش که هرکی اینطوری نباشه بدکاره ست!
آگوست 4, 2008 در ساعت 3:13 ب.ظ
محمد
خب شاید محرم هم بودن، بعدش قضاوت کردن از روی پوشش از غلطترین قضاوتهاست!
آگوست 4, 2008 در ساعت 3:12 ب.ظ
سینا
لایک برای ناز کردن صورت / منم میخام!
آگوست 4, 2008 در ساعت 2:53 ب.ظ
به خلوت خود و دیگران احترام بذارین | زهرا
[...] هستند که توی بغل همن و دارن لاو می ترکونن. حالا توی این مطلب قهوه تلخ (واضحه که همین مطلب باعث شده نطقم باز شه و برم روی منبر [...]
آگوست 4, 2008 در ساعت 12:48 ب.ظ
فرنازی
چادری هام مثل مانتویی ها انواع و اقسام دارند بابام جان
آگوست 4, 2008 در ساعت 12:33 ب.ظ
کمال
شاید اونم به اجبار باباش چادر سر کرده بوده