You are currently browsing the daily archive for ژانویه 16th, 2009.
از مصائب دختر بودن این که وقتی تو پیاده رو راه میری، هیچ مرد و پسری حاضر نمیشن خودشون و بکشن کنار که تو رد شی، یا باید صبر کنی اونا رد شن،یا تو باغچه و لبهی جوب راه بری!
به تلخی قهوه ، به شیرینی خوردنش!
You are currently browsing the daily archive for ژانویه 16th, 2009.
از مصائب دختر بودن این که وقتی تو پیاده رو راه میری، هیچ مرد و پسری حاضر نمیشن خودشون و بکشن کنار که تو رد شی، یا باید صبر کنی اونا رد شن،یا تو باغچه و لبهی جوب راه بری!