آدم ها زود بزرگ میشوند.آدم ها، تو چرا به خودت گرفتی؟
با خودم بودم، که وهم بزرگ شدن برم داشته است که البته بزرگ شدن را دوست ندارم و عاشق دنیای بچه ها هستم.پارسال،پست تولدم را با شوق و ذوق بیش تری نوشتم.پارسال برای رسیدن ساعت 2 روز 10 مهر لحظه شماری کردم و امسال دوست دارم ثانیه ها کش بیایند.حرف زیادی برای گفتن ندارم.دارم به ساعت صفر نزدیک میشوم و کم کم تهی ، تا شاید بعد از آن پر شوم.کاش به بینهایت در بینهایت* امسال برسم.امیدوارم، از صمیم قلب برای خودم، که بچه ی عاقلی شوم.
*88
10 مهر 88








6 comments
Comments feed for this article
اکتبر 3, 2009 در 10:17 ق.ظ
منيره
تسليت ميگم :دي
يك سال بزرگ شدي :دي
اکتبر 2, 2009 در 8:30 ب.ظ
vivavida
باران عزیزم تولدت مبارک :* از لحظه لحظه ی زندگیت لذت ببر … آرزو می کنم که روزهای خوش و شادی رو پیش رو داشته باشی …
اکتبر 2, 2009 در 4:05 ب.ظ
محمدعرفان
برات آرزو ی بهترینا رو دارم تا سال بعد این موقع
اکتبر 2, 2009 در 9:31 ق.ظ
امیرعلی
ینی الان تبریک نگیم؟؟؟؟
در هر صورت مبارک باشه ، یه سال بزرگتر ، یک سال تجربه بیشتر
اکتبر 1, 2009 در 9:56 ب.ظ
بهروز
و ثانیه ها می گذرند , اگر چه آرام اما به سرعت تمام زندگی … چه تلخ , چه شیرین می گذرند و در خاطرات آنها تنها تورا فریاد می زنند . . .
امیدوارم روزی برسد که تو ثانیه ها را فریاد بزنی ….
<>
اکتبر 1, 2009 در 9:04 ب.ظ
coldyears
اتفاقا در به در دنبال تقویم فارسی بودم!