آغاز

شروع میکنم با نام خدا….

امروز آغاز این وبلاگه.13/10/86 ….

این جا اومدم تا یه تغییر اساسی در خودم و در وبلاگ نویسیم ایجاد کنم.اومدم تا یکی دیگه باشم.اومدم که شاید خودم باشم…شایدم کسی دیگه.خدایا به امید تویی که خیلی دور و خیلی نزدیکی….!

ما از خدای گم شده ایم، او به جستجوست

چون ما نیازمند و گرفتار ِآرزوست

گاهی به برگ لاله نویسد پیام خویش

گاهی درون سینه مرغان به های و هوست

در نرگس آرمید که بیند جمال ما

چندان کرشمه دان که نگاهش به گفتگوست

آهی سحرگهی که زند در فراق ِ ما

بیرون و اندرون زَبر و زیر چارسوست

هنگامه بست از پی دیدار خاکیی

نظاره را بهانه تماشای رنگ و بوست

پنهان به ذرّه ذرّه و آشنا هنوز

پیدا چو ماهتاب و به آغوش کاخ و کوست

در خاکدان ما گهر زندگی گم است

این گوهری که گم شده، ماییم یا که اوست؟

اقبال لاهوری