درباره‌ی شب‌های احیا

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

پ.ن: فقط جهت این که 30 ثانیه فکر کنی تاحالا تو عمرت به چند نفر آدم کمک کردی و حالا واسه علی احیا می‌گیری.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”درباره‌ی شب‌های احیا

  1. ديگر نديدمت،‌ نه در باد و نه در فانوس
    ديگر نديدمت، نه بر پلک پروانه و نه در تخيل شبنم
    ديگر نديدمت، نه در صبحی از پی شب و
    نه در شبی از غروبِ همان روز بی‌رويا که فرداش آدينه بود.
    عجيب است، چشمهای همه‌ی مردگان مرا می‌نگرند.
    چشمهای همه‌ی مردگان، همزادانِ ستاره‌اند.
    دريغا سوسوی منتظر! بلکه تو از خود من،
    به اشاره نامی را زمزمه کنی،
    ورنه نمی‌توانمت شناخت!
    چشمهای همه‌ی مردگان، همزادانِ ستاره‌اند،

    من از ميان همه‌ی شما، منتظر کسی بودم، که نيامد!
    به گمانم دريا، چشمی برای گريستن نداشت،
    ورنه آن پرنده‌ی بی‌جفت
    به جای نَمِ يکی قطره‌ی باران
    چشم به راه دو ديده‌ی من از دريا نمی‌گريخت

  2. نکته در اینجاست که احیا گرفتن ابدا هیچ ربطی به حضرت علی نداره، و شب زنده داری شب قدر قبل از ضربت خوردن بوده.

  3. این علی ایی که می‌گی و فکر می‌کنی خیلی آدم ساده‌ایی بوده، یکی تز بزرگترین باغدارنبوده، این انگشتر هم می‌گن بسیار قیمتی بوده… جوری که مبالغه آمیزم ی‌گن خراج یک سال شامات بوده.
    آخی بیچاره علی…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s