روزگار غریبی است نازنین!

گاهی اوقات زندگی تلخیش رو به یک نفر بارها و بارها نشون میده.و خدا نکنه که سرنوشت باهات رو دنده‌ی لج بیفته.اون موقع اگه یکم بدشانسی هم چاشنیش بشه دیگه یه محشر کبری درست می‌شه.

دایی من،تو زلزله‌ی بم خونه و نامزدش رو از دست داد.از اون روز تاحالا تنها توی بم زندگی می‌کنه و این درحالی هست که بیماری عصبی هم داره.به هزار زور و بدبختی یه خونه جای خونه‌قبلی ساخت که تازگی بعد از 5 سال کامل شده.تو این چند سال چندین بار کانکسش رو دزد زده بود.و دیروز خونه‌ای رو که وسایل نو توش چیده بود یه بار دیگه دزد زد و فقط یه تلویزیون براش موند!

دلم واقعا واسش می‌سوزه….. من حالا کاری به اقدامات دولت ندارم.ولی واقعا ما مردم بدی داریم.خیلی بد.وقتی زلزله شد خیلی‌ها زن و بچه‌شون رو برداشتن و از روستاهای اطراف اومدن بم که یه چیزی بگیرن.موقعی که مردم زیر آوار بودن طلا و جواهر زنا رو از دستشون در می‌اوردن.اینم از وضع الانه.طرف میشناسه داییمو.میبینه وضعش چه جوریه.اما حتی یه ذره هم تو وجودش انسانیت نیست…..

پاییز1

من

از دست تو

در باد رها می‌شوم

همچون برگی از درخت

من اما

هنوز سبز سبزم

پس چرا؟

شاید درخت از برگ خسته شده

پاییز بهانه است!

پ.ن:معذرت می‌خوام برای آپ‌های دیر به دیر….احتیاج به کمی تعویض روحیه دارم 🙂 زود برمی‌گردم.

آداب معاشرت

  • هنگام غذا خوردن به هیچ وجه نباید میز غذا را ترک کنید،مگر در موارد اضطراری مانند رفتن به دستشویی و یا داشتن حالت تهوع ، در این هنگام عذرخواهی کرده و میز را ترک کنید.
  • اگر چیزی از روی میز می‌خواهدی که دستتان به آن نمی‌رسد خودتان سعی نکنید آن را بردارید بلکه از فردی که به آن نزدیک است بخواهید آن را به شما بدهد.
  • هنگامی که غذا خوردنتان پایان یافت،هیچ گاه بشقابتان را به جلو هل ندهید،این عمل خلاف آداب معاشرت و صرف غذاست.
  • برای بریدن و خرد کردن غذا چنگال را با دست چپ و کارد را با دست راست بگیرید، سپس با چنگال چیزی را که می‌خواهید ببرید محکم نگه دارید و با چاقو آن را ببرید.
  • لقمه های کوچک بردارید  و با دهان بسته غذا را بجوید/هیچ گاه با دهان باز غذا را نجوید و یا با دهان پر صحبت نکنید.
  • هنگامی که غذا خوردنتان پایان یافت دسستان را روی پا یا میز(مچ دست روی لبه میز)قرار دهید.هیچ گاه هنگام صرف غذا آرنج خود را روی میز قرار ندهید.
  • هنگام سفارش غذا در رستوران اگر از نوع و مواد تشکیل دهتده غذای مورد نظر آگاهی ندارید،از پیش خدمت کمک بخواهید.
  • هیچ گاه کارد و چنگال و قاشقی را که استفاده کرده اید دوباره روی میز قرار ندهید بلکه آن‌ها را روی بشقاب بگذارید.
  • هنگامی که صرف غذایتان پایان یافت کارد و چنگال خود را نزدیک به هم و به صورت اریب روی بشقاب قرار دهید.اگر هم خواستید میز را برای مدت کوتاهی ترک کنید کارد و چنگال را به صورت ضربدری روی بشقاب بگذارید تا دیگران و پیش خدمت بدانند شما باز خواهید گشت.اگر غذا خوردن شما ادامه دارد،کارد و چنگال را از هم جدا در بشقاب قرار دهید.

پ.ن: این موارد شاید خیلی ساده باشن،اما فکر می‌کنم خیلی از ماها نمی‌دونیم شون یا رعایت نمی‌کنیم.به نظرم رعایت کردن این موارد باعث میشه آدم خودش هم احساس خوبی داشته باشه.

پ.ن2: برگرفته از مجله ساناز و سانیا!

تولدی دیگر

سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من
آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید
دستهایت را دوست میدارم
دستهایم را در باغچه می کارم
سبز خواهم شد می دانم می دانم می دانم
و پرستو ها در گودی انگشتان جوهریم
تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم می آویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن هایم برگ گل کوکب می چسبانم
کوچه ای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند هنوز
با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر
به تبسم معصوم دخترکی می اندیشند که یک شب او را باد با خود برد
کوچه ای هست که قلب من آن را
از محله های کودکیم دزدیده ست
سفر حجمی در خط زمان
و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن
حجمی از تصویری آگاه
که ز مهمانی یک اینه بر میگردد
و بدینسانست
که کسی می میرد
و کسی می ماند
هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد
من
پری کوچک غمگینی را
می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

«فروغ»

پ.ن:برای دل خودم….