مغز سوراخ سوراخ

بعضی وقتا، ندونسته به یه کاری محکوم میشی. بعضی روزا، خودت و سرزنش می‌کنی که چرا؟ اما هرچی می‌گردی،دلیل سرزنش رو پیدا نمی‌کنی، نمی‌فهمی چرا باید با خودت ، تو خودت انقدر دعوا کنی، که از بیرونم قیافه ات عین کسایی باشه که دنیا رو سرشون خراب شده. بعضی شبا، کسی نیست که بهش بگی، دلیلش و بهم بگو؟ بگو چرا؟ چرا دنیا انقدر تند تند عوض میشه که من نمی‌تونم مغزم و آپگرید کنم؟ هی روزا میان و میرن، تو جواب که نداری هیج، سوالاتم زیاد میشه، از کله ات سر ریز می‌کنه، از چشمات فواره می‌زنه، از گوشات می‌ریزه بیرون و از دهنت بالا میاریشون، ولی کاش سیک می‌شدی! نمیشی، سنگین و سنگین تر میشی، انقدر قلبت فشرده میشه، که می‌ترسی دیگه جایی واسه خون نباشه.مغزت سوراخ سوراخ میشه،دود می‌کشه! چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

و ادامه میدی، شاید یه روز دیدتت و دلش به حالت سوخت و گفت چرا….شایدم اسمتو تو گینس به خاطر تعداد سوراخایی که تو مغزت داری ثبت کردن!

پ.ن:  تو هم از ما نبودی، آن که ذات درد را باید صدا باشد، و یا با من، چنان هم‌سفره‌ی شب، باید از جنس من و عشق و خدا باشد.(فرهاد- شهیار قنبری)

child,sad,alon,art,composition,photography-ae2ed9cb5658d029a80e515b792027da_hعکس همین طوری است، تزئینی یا چی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s