نوستول گاه!

بعضی جاها برام نوستالژی خاصی دارن، یه جور نوستالژی ای که فکر کردن بهشون همیشه برام شیرینه.یعنی می‌تونم چشمم و ببندم و ۱ لحظه بعد اون جای خاص باشم، گاهی وقتا حتی نمی‌دونم چرا دوسشون دارم، شاید چون اون لحظه ای که اون جا بودم هم، دقیقا همین کارو کردم، یعنی چشمامو بستم و با یه بادکنک گازی رفتم بالا، خیلی بالا. می‌دونی، لازم نیست آدم یه کس خاصی، یه چیزه خاصی یا هر چی رو یه جایی ببینه تا براش خاطره بشه. طعم یه نون داغ با پنیر، یه نسیم آروم ، لبخند یه آدم غریبه، خریدن یه چیزه خیلی کوچولو و یه عالمه چیزه دیگه می‌تونه واسه آدم نوستالژی بشه. واسه همین فکر می‌کنم باید آدم دقیق باشه،باید وقتی یه جا راه میره، همه چیز و اون طوری ببینه که انگار باره آخره، باید لذت ببره، از لحظه لحظه‌ش ، یه طوری که فکرشم حتی به آدم لذت بده.چون یه روزی بعدا وقتی روزمرگی و کارای تکراری مسخره خسته‌ش کرد، می‌تونه چشاشو ببنده و بره اون جا و همون لذت رو ببره.امتحانش کنین.

پ.ن: این چند روز تعطیلی یه فرصتیه واسه این که به این جا سر و سامون بدم، فکر کنم خیلی داغونه.تقریبا اعتماد به نفسمو از دست دادم،اما سعی می‌کنم درست بشه.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”نوستول گاه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s