تیز

روحم گوشه پیدا کرده، شده چند ضلعی.مثلن اِن ضلعی منتظم.نه منتظم نیست،بدجوری بی‌شکله، یه طوری که تو ذوق آدم می‌زنه.بعد این گوشه های تیز می‌گیرن به درونم، خون‌ریزی می‌کنه، خونُ بالا میارم،از بینی‌م میاد بیرون،از گوشام می‌پاشه بیرون.من حسش می‌کنم اما کسی نمی‌بینتش. نفسای عمیق می‌کشم، نگامُ می‌ندازم رو فرش و اینطوری کسی نمی‌فهمه،کسی نمی‌بینه….
نمی‌دونم که چطوری اون گوشه ها رو صاف کنم،اصن خوبه صافش کنم یا نه.شایدم به مرور زمان صاف شه، اما دوسش ندارم،دوس ندارم زمان چیزی رو مثه جسارت یا امید رو ازم بگیره، اون چیزای تیز و اذیت کننده وجودمُ و بگیره.دوس ندارم یه آدم عادی بشم٬ این از همه بیشتر به وحشتم می‌ندازه….

Advertisements
فرستاده‌شده در دسته‌بندی نشده

یک دیدگاه برای ”تیز

  1. لزوماً یه آدم عادی نمیشه. شاید یه ریزه زمان که گذشت بدونی چه جوری باید با گوشه‌های تیزت کنار بیای. که اگه نمیشه صاف و صیقلی شن، راه کنار اومدن باهاشون رو یاد بگیری. که تیزیشون باعث نشه خون روی صورتت روون شه. شاید باید مدتی زمان داد…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s