بعضی وقتا دلم می‌خواد از تمام دست‌فروشا خرید کنم،با همه بچه‌هایی که کار می‌کنن بازی کنم.ازشون عکس بگیرم،دلم می‌خواد به گارسونای رستوران کمک کنم، یا بگم توام بیا بشین سر میز ما.دلم می‌خواد با تمام بچه‌های بیمارستانا بازی کنم،بخندونمشون.بعضی وقتا که میرم رستوران گرون،یا یه چیز گرون می‌خرم فک می‌کنم این چیزای گرون برای یه عده عادت شده،ولی برای یه عده حسرته.کاش پولشو به دیگران می‌دادن تا همه با هم شاد باشیم، حالا نه همه‌شو، اما میشه یه کارایی کرد…. فک می‌کنم دنیا چقد جا داره برای بهتر شدن، برای این که همه‌مون با هم بخندیم.میدونم،من خودمم بین حرفام و عملم کلی فاصله س،شعار میدم.میدونم. اما یه جور عذاب وجدانی توم هست که باعث شد اینو بنویسم،و سعی کنم آرومش کنم،آدمایی تو این دنیا هستن که با یه کمک کوچیک ما می‌تونن بهتر باشن،چه مالی و چه معنوی.گاهی اگه وقت کردیم بهشون فک کنیم….

Advertisements
فرستاده‌شده در دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s