در نظربازی ما…

نوشتن یه اعتیاده، حتی اگه آدم کنکور داشته باشه، حتی اگه هیچ چیزی برای نوشتن نداشته باشه، یه چیزی قلقلکش میده.نمیشه داشبورد وردپرس و باز کرد و چیزی ننوشت، حتی کوتاه، حتی برای یه نفر . ذهن آدم همیشه احتیاج به مرتب شدن و تخلیه داره و من فکر می‌کنم هرچقدرم وقت آدم کم باشه یه وقتی واسه این کار باید بذاره.

این طوریه که من نمی‌تونم بگم خدافظ بلاگ تا بعد کنکور! هستیم، اما کم.

بدبختی‌های یک کودک دبیرستانی

اگه امتحان نهایی دادین و دیپلم گرفتین، برین نماز شکر بذارین. اگه ندادین و چند سال دیگه میدین، سعی کنین هیچ وقت بهش نرسین، اگه از اول خرداد می‌خوان بدین ،امیدوارم تا اخر خرداد زنده بمونین…..آرزوی صبر از درگاه الهی براتون می‌کنم…

خلاصه این روزا همه رو از دریچه امتحانا می‌بینم….

پ.ن: تا آخر امتحانا بلاگ رو می‌بوسم و می‌سپرم دست شما….

سیاهچاله

تکرار تاریخ، یعنی افتادیم رو محیط یه دایره و داریم دور خودمون می‌چرخیم، یعنی امروز این جاییم، چندین سال بعد دوباره همین جاییم.یعنی آره همشهری خانه از پای‌بست ویران است….یعنی حال و روز ما ازون موقع که کتاب تاریخ معاصر و غیر معاصرمون میگه، همین بوده که هست و همین خواهد بود، بی سر و ته، 10 دقیقه سکوت.

مملکت گل و بلبل

حالم از زندگی کردن تو جایی که از اون بالاش تا اون پایینش، تو هر طبقه اش، تو هر صنفش، تو هر خطه اش، زور حرف اول و می‌زنه، بهم می‌خوره، روراست، بدون عرق ملی و باقی مزخرفات…..

پ.ن : ای کاش آدمی وطنش را میشد هم چون بنفشه ها با خود ببرد هر کجا که خواست.

دوست

برای پیدا کردن یک دوست باید یک چشمت را ببندی و برای دوستی با او هر دو چشمت را!

پ.ن1: نمیدونم این جمله از کیه.

پ.ن2:دوست داشتم امشب عشقولانه آپ کنم 🙂 شاید وقتی دیگر….

دلیل محکمه پسند!

پدر: بدو برو مسواک بزن دخترکم

دختربچه: بابا،واسه چی باید مسواک بزنم؟!

پدر: چون تو دختری.دخترا باید خوشگل باشن.اگه دندوناتو مسواک نزنی سیامک دیگه نمیاد باهات بازی کنه ها!

……..

پای نوشته: پست قبلی تقدیم به یه دوست بود و مخصوص شخص خودم نبود!