ترازوم گم شده، کسی ندیدتش ؟
پ.ن : این جا رو!
به تلخی قهوه ، به شیرینی خوردنش!
ترازوم گم شده، کسی ندیدتش ؟
پ.ن : این جا رو!
آنکه میگوید دوستت دارم
خنیاگر غمگینی است که
آوازش را از دست داده است
ای کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلی شاد در چشمان توست
هزار قناری خاموش در گلوی من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
آنکه می گوید دوستت دارم
دل اندوهگین شبی است که مهتابش را میجوید
هزار آفتاب خندان در توست
هزار ستاره گریان در تمنای من
عشق را ای کاش زبان سخن بود
احمد شاملو
و ما عادت داریم به دیگران بخندیم، بی آن که بدانیم همگی به یک اندازه مضحکیم، با یک تکه زائد که از صورتمان بیرون پریده با آن سوراخ های گنده و بی جا رویش . با صداهای زیر و بم، خنده های وحشتناک.همه ما یکسانیم، قبل از آن که روشن فکر یا خاموش فکر باشیم، همه ما گاه آنقدر کوتاه فکر میکنیم،گاه احساساتی میشویم و حرف های احمقانه میزنیم که دست کمی از دیگران نداریم.فکر این که یگانه ایم، چشمهایمان را میبندد و انسانی که نبیند، هیچ وقت روشن نمیشود….
پ.ن: بی سر و ته، مثه همیشه.
پ.ن۲: پست قبلی عنوانش اشتباه بود….
من کارگردان نیستم ، اما بازیگرای خوب رو میشناسم، تو باید به خاطر تمام نقشایی که واسه دیگران بازی کردی ، اسکار میگرفتی….
پ.ن: وقتی نوشتن آدم و وسوسه میکنه….
اگه امتحان نهایی دادین و دیپلم گرفتین، برین نماز شکر بذارین. اگه ندادین و چند سال دیگه میدین، سعی کنین هیچ وقت بهش نرسین، اگه از اول خرداد میخوان بدین ،امیدوارم تا اخر خرداد زنده بمونین…..آرزوی صبر از درگاه الهی براتون میکنم…
خلاصه این روزا همه رو از دریچه امتحانا میبینم….
پ.ن: تا آخر امتحانا بلاگ رو میبوسم و میسپرم دست شما….
گاهی وقتا با یه رویا، میشه از حادثه رد شد
میشه مثل یه غریبه، آشنای خوب و بد شد…
.
.
.
اگه بیراهه نباشه، جاده هم معنا نداره
مگه میشه یه مسافر، پا تو بیراهه نذاره…
خط قرمز- تیتراژ ابتدایی
پ.ن: نوستول،سال 80!
دفعه اولی که تو زندگیم شکست خوردم، وقتی بود که معلم کلاس اولم رو ۳ صفحه مشقی که با مداد رنگی تزئینش کرده بودم یه ضربدر بزرگ کشید ،چون بد خط بود و گفت دوباره بنویسش!
انقدر بزرگ که هنوز یادمه.
رویای دیروز، روزمرگی امروز. و چقدر زود یادم میره که بعضی چیزا چقدر ارزش داشتن و دارن. دیروز برای داشتنش سگ دو و امروز یه موضوع کم اهمیت. این یکنواختی و روزمرگی یه طعم تلخی داره ، یه جور بیحسی حاد.
در زندگی زخم هایی هست، که جای آن هارا به کسی نمیتوان نشان داد!
I’ve become so numb I can’t feel you there
Become so tired so much more aware
I’m becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
Linkin Park-Meteora – Numb
آی آدمای مرده
ترس دلاتونو برده
.
بسه ساکت نشستن
در خونه ها رو بستن
ار همه دل بریدن
دل به کسی نبستن
یالا پاشین بجنگین
با این روزای ننگین
چه فایده داره اینجا
حتی نشه بخندیم
فریدون فروغی- آلبوم دوتا چشم سیاه داری- سال های قحطی