حرف از تقسیم آب و گندم
فتح دروازه تمدن
صلح و دوستی دنیای ایده آل
دنیای عاشقای بی خیال!*
*کیوسک-ذغال خوب
به تلخی قهوه!به شیرینی خوردنش!
حرف از تقسیم آب و گندم
فتح دروازه تمدن
صلح و دوستی دنیای ایده آل
دنیای عاشقای بی خیال!*
*کیوسک-ذغال خوب
من الان نمیتونم رای بدم! اما از همه میخوام که به میرحسین رای بدن، چون دوست دارم روزی که وارد دانشگاه میشم،رئیس جمهور مملکتم یه آدم فرهنگی باشه، تا به دانشگاه ها اهمیت بده.میخوام رای بدن، چون من نوجوونم و احتیاج به هیجان،به امید دارم،چیزی که توی مملکتم،فعلا فقط برای جوونایی هست که تمکن مالی دارن، میخوام رای بدن، چون زندگی تو جامعه ای که اسمش اسلامی هست،اما رئیسش گناه کبیره رو چندین بار تکرار میکنه برام ممکن نیست، رای بدن چون اینجا نوجوون هایی هستن،که امید به زندگی توشون خیلی کمه و این برای یه جامعه آفت بزرگی به حساب میاد.رای بدن چون 4 سال زمان زیادی هست! و اشتباه جبران ناپذیره! رای بدین چون مایی که نمیتونیم رای بدیم، همه امیدمون به رای شماست!

میرحسین، چون هیچ نکته منفی ای در پیشینه اش وجود نداشت، تا در مناظره رو شود.

انسانم آرزوست!

پ.ن: از این به بعد یک روز در میان،پست انتخاباتی.

فکر میکنم اومدن بهترین دوست آدم به وبلاگش بهونه ی خوبی برای یه پست باشه!
خوش اومدی رفیق ^-^ …امیدوارم چیز ِ خوبی واسهی خوندن پیدا بشه
پ.ن: مخاطب خاص! گیر ندین لطفا : دی
قیمت ها مثلا پایین اومده؟ فیس بوک دیگه فیلتر نیست؟ فیلم ها کمتر سانسور میشن؟ تو تلویزیون با دختر بدحجاب مصاحبه میکنن؟
تعجب نکنین، این جا هنوز ایرانه ….
همان ایران، در شرف پدیده ای به اسم انتخابات !
رد پاهاتو دیدم، کجا در میری؟! لازم نیست آدم چشم بصیرت داشته باشه تا ردپای نور و تو تاریکی ببینه….
خدایا تو را قسم به برکت گندم زار
مرا در این سال به گونه ای بساز، شکل بده و بتراش تا برای صلح بکوشم
هرکجا نفرت است عشق باشم، هر کجا کینه است عفو باشم،
هر کجا یاس است امید شوم و هر کجا غم است شادی شوم!

پ.ن: متن از داخل تقویم
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار….!

سکوت؛ گاهی همهی حرف میان من و شما همین سکوت ِ گاه معنادار و گاه بیمعنی ست.